XML English Abstract Print


دانشگاه صنعتی اصفهان
چکیده:   (18 مشاهده)

انتخاب نوع گزینش مناسب، مهمترین عامل برای افزایش عملکرد در برنامه های اصلاحی است. یکی از موثرترین روش­ها در گزینش ژنوتیپ­های مطلوب به منظور بهبود صفات پیچیده­ای نظیر عملکرد، بهره­گیری از شاخص­های انتخاب می­باشد. به منظور ارزیابی کارایی روش­های مختلف انتخاب، تعداد 63 فامیل از 2 جمعیت F3 حاصل از تلاقی­های بین گونه­ایoxyacanthus  Carthamus × Carthamus tinctoriusبه اختصار IO و Carthamus palaestinus × Carthamus tinctorius به اختصار IP در دو محیط رطوبتی عدم تنش و دارای تنش خشکی در سال 1394 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه صنعتی اصفهان مورد ارزیابی قرار گرفتند. شاخص­های انتخاب اسمیت-هیزل و پسک-بیکر بر اساس صفاتی که در رگرسیون مرحله­ای وارد شدند، محاسبه شدند. نتایج نشان داد در جمعیت IP و در شرایط عدم تنش رطوبتی، شاخص پسک-بیکر نسبت به شاخص اسمیت-هیزل 1 و 2 از کارایی انتخاب بالاتری برخوردار بود و می­تواند به عنوان شاخص موثرتر برای گزینش ژنوتیپ­های برتر در این شرایط معرفی شود. ولی در شرایط تنش رطوبتی و در همین جمعیت (IP)، شاخص اسمیت هیزل 1و 2 دارای کارایی انتخاب بیشتری نسبت به شاخص پسک بیکر بود. در جمعیت IO  و در هر دو شرایط رطوبتی، شاخص اسمیت-هیزل 1 و 2 نسبت به شاخص پسک-بیکر از کارایی انتخاب بیشتری برخوردار بودند و به عنوان شاخص موثرتر انتخاب شدند. کارایی انتخاب درجمعیت IP بیشتر از جمعیت IO بود و در نتیجه می­توان از این جمعیت برای تولید ژنوتیپ­های پرعملکرد برای برنامه­های اصلاحی بهره برد. از آنجا که والد وحشی C. palaestinus واجد صفات نامطلوب کمتری است، می­توان در برنامه­های اصلاحی نسبت به انتقال ژن­های مطلوب آن به گونه زراعی گلرنگ اقدام کرد.

     
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: اصلاح نباتات، بیومتری

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA code

ارسال پیام به نویسنده مسئول


کلیه حقوق این وب سایت متعلق به پژوهشنامه اصلاح گیاهان زراعی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2019 All Rights Reserved | Journal of Crop Breeding

Designed & Developed by : Yektaweb