XML English Abstract Print


1- دانشگاه یاسوج
2- موسسه تحقیقات کشاورزی دیم کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، گچساران، ایران
چکیده:   (177 مشاهده)
مقدمه و هدف: عدس با نام علمی Lens culinaris Medic یکی از مهمترین گیاهان خانواده بقولات می­باشد که نقش مهمی در تامین غذای انسان دارد و بعنوان منبع مهمی از پروتئین شناخته می­شود. ژرم‌پلاسم غنی از این گیاه در ایران و دنیا وجود دارد. با توجه به اینکه هر ساله تعداد زیادی رقم و لاین­های اصلاحی توسط به­نژادگران داخلی و خارجی تولید و معرفی می‌گردند، بررسی تنوع ژنتیکی آنها جهت استفاده در برنامه­های اصلاحی امری ضروری است. بررسی تنوع ژنتیکی از طریق نشانگرهای مورفولوژیکی، بیوشیمیایی و DNA امکان­پذیر هست. استفاده از نشانگرهای مولکولی جهت بررسی تنوع ژنتیکی نسبت به سایر نشانگرها بدلیل عدم تاثیر عوامل محیطی و چندشکلی گسترده اعتبار بیشتری دارد. در این میان نشانگر ISSR بعنوان یک نشانگر غالب کارایی بالایی در بررسی تنوع ژنتیکی و روابط ژنتیکی بین ژنوتیپ­های مختلف گیاهان بخصوص عدس از خود نشان داده است. به همین دلیل این پژوهش جهت بررسی تنوع ژنتیکی لاین­های مختلف و چند رقم متداول عدس به کمک نشانگر ISSR طراحی و اجرا گردید.
مواد و روش­ها: در این آزمایش نمونه­های برگ تازه 36 ژنوتیپ عدس (شامل 33 لاین جدید و سه رقم متداول)، که از ایستگاه تحقیقات دیم گچساران تهیه شده بودند، برداشت و در دمای 40- درجه سلسیوس منجمد شدند. سپس DNA به روش CTAB استخراج گردید و کیفیت آن­ها بر روی ژل آگارز و کمیت آن به کمک اسپکتروفوتومتر در آزمایشگاه مرکزی دانشکده کشاورزی دانشگاه یاسوج مورد بررسی قرار گرفت. نمونه­های DNA با کیفیت مناسب جهت ادامه کار انتخاب و سپس تکثیر به کمک PCR با کمک 20 آغازگر ISSR که در مطالعات قبلی چندشکلی بالایی در سایر گیاهان نشان داده بودند، انجام گردید. در نمونه­های مطلوب وجود و عدم وجود نوار به ترتیب با یک و صفر امتیازبندی­ شدند و سپس تجزیه و تحلیل­های آماری از قبیل درصد نوارهای چندشکل، محتوای اطلاعات چندشکلی و شاخص شانون محاسبه شد و کارایی آغازگرها مورد بررسی قرار گرفت. سپس گروهبندی ژنوتیپ­ها بوسیله تجزیه خوشه­ای (ضریب تشابه جاکارد و روش UPGMA) و تجزیه به مولفه­های اصلی انجام شد و ژنوتیپ­های با بیشترین فاصله ژنتیکی جهت ادامه برنامه­های اصلاحی معرفی شدند. از نرم­افزارهای  Excel , NTSYS PC 2.02و Popgene 1.32در این مطالعه استفاده شد.
یافته­ها: در مجموع 190 نوار تولید شدکه 186تای آن­ها چندشکل بودند. آغازگر UBC840 بیشترین تعداد نوار (17 نوار) تولید نمود که همگی آن­ها چندشکلی نشان دادند. در بین آغازگرها بیشترین میزان محتوای اطلاعات چندشکلی (PIC) متعلق به آغازگر UBC830 (49/0) و کمترین میزان آن متعلق به آغازگر UBC814 (13/0) بود. نه آغازگر دارای PIC بیشتر از 4/0 بودند که برای تفکیک ژنتیکی ژنوتیپ­ها مناسب تشخیص داده شدند. میانگن شاخص شانون 845/0 بود. بیشترین شاخص شانون که تنوع درون جمعیتی را نشان می‌دهد مربوط به آغازگر UBC853 با (4/1) و کمترین آن مربوط به آغازگر UBC814 (3/0) بود. به طور کلی با توجه به ویژگی­های اندازه­گیری شده آغازگرهای UBC855 و UBC853 جهت مطالعات ژنتیکی در عدس معرفی شدند. تجزیه خوشه­ای36 ژنوتیپ عدس به پنج گروه تفکیک نمود. در گروه اول (C1) دو ژنوتیپ، در گروه دوم (C2) اکثر ژنوتیپ­ها (6/55 درصد)، در گروه سوم (C3) دو ژنوتیپ ؛ در گروه چهارم (C4) 11 ژنوتیپ، و در گروه پنجم (C5) فقط یک ژنوتیپ قرار گرفتند.  بیشترین فاصله ژنتیکی بین ژنوتیپ گروه پنجم و ژنوتیپ های گروه دوم بود (بعنوان مثال ضریب تشابه جاکارد 08/0 بین ژنوتیپ 33 و ژنوتیپ 19). بنابراین انتظار می­رود از تلاقی بین ژنوتیپ 33 (گروه پنجم) با ژنوتیپ­های گروه دوم شاهد تفکیک متجاوز بیشتری بود. ارقام سپهر وکیمیا در یک گروه قرار گرفتند که احتمالا بیانگر منشا یکسان آن­ها می­باشد در حالی که رقم گچساران در گروه متفاوت قرار گرفت. اکثر ژنوتیپ­ها با منشا یکسان در یک گروه قرار گرفتند، هرچند تفاوت­هایی نیز مشاهده گردید. تجزیه به مولفه­های اصلی نشان داد که مولفه­های زیادی در توجیه واریانس کل نقش داشتند بعنوان مثال پنج مولفه اول 82/51 درصد از واریانس کل توجیه نمودند. این نتیجه بیانگر توزیع مناسب آغازگرهای مورد استفاده در ژنوم عدس می­باشد. گروهبندی ژنوتیپ­ها براساس دو مولفه اول تا حدی گروهبندی حاصل از تجزیه خوشه­ای را تایید نمود هرچند تفاوت­هایی نیز با آن داشت. در تجزیه خوشه­ای تمام واریانس در گروهبندی نقش داشتند در حالی که در گروهبندی حاصل از دو مولفه اول فقط 09/42 درصد از واریانس کل نقش داشتند. بنابراین وجود تفاوت در نتایج گروهبندی­ها دور از انتظار نیست.    
نتیجه­گیری: همانند برخی مطالعات نشانگرهای ISSR مورد استفاده در این پژوهش کارایی بالایی جهت بررسی تنوع ژنتیکی و تفکیک ژنوتیپ­های عدس نشان دادند. در این میان دو آغازگر UBC855 و UBC853 در مقایسه با سایر آغازگرها برتر بودند. با توجه به چندشکلی گسترده گه این آغازگرها نشان دادند، پیشنهاد می­گردد از آنها جهت مطالعه تجزیه ارتباطی با صفات مهم عدس از جمله تحمل به خشکی، عملکرد دانه و درصد پروتئین استفاده نمود تا بتوان گام اساسی برای اصلاح این صفات برداشت. از طرف دیگر تنوع وسیعی میان ژنوتیپ­های مورد مطالعه از نظر نشانگرهای ISSR مشاهده شد. گروهبندی ژنوتیپ­ها نشان داد که می­توان ژنوتیپ­های بافاصله ژنتیکی زیاد جهت ادامه برنامه­های اصلاحی عدس انتخاب و معرفی نمود. در این میان بیشترین فاصله ژنتیکی بین تنها ژنوتیپ گروه پنجم با ژنوتیپ­های گروه دوم مشاهده شد که پیشنهاد می­گردد از آن­ها در مطالعات بعدی استفاده گردد.
 
     
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: اصلاح نباتات مولكولي
دریافت: 1404/6/30 | پذیرش: 1404/9/9

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به پژوهشنامه اصلاح گیاهان زراعی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Crop Breeding

Designed & Developed by: Yektaweb