۲۲ نتیجه برای بابایی
عبداله حسین بابایی، سعید اهریزاد، سید ابوالقاسم محمدی، مهرداد یارنیا، مجید نوروزی،
دوره ۵، شماره ۱۱ - ( بهار و تابستان ۱۳۹۲ )
چکیده
به منظور ارزیابی ۴۰ لاین جو از نظر صفات مورفولوژیک و زراعی ، آزمایشی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار اجرا گردید. بین لاینها از نظر کلیه صفات به جز شاخص برداشت و تعداد پنجه نابارور اختلاف معنیدار وجود داشت که بیانگر وجود تنوع ژنتیکی در بین لاینها می باشد. لاینهای ۱۰، ۱۳، ۲۱، ۲۲، ۲۳، ۲۵، ۲۷ و ۳۱ از نظر عملکرد و اکثر صفات ارزیابی شده برتر از سایر لاینها بودند. بیوماس، تعداد پنجه بارور و نابارور، شاخص برداشت، ارتفاع بوته و طول سنبله با عملکرد دانه همبستگی مثبت و معنیداری داشتند. در تجزیه رگرسیون چند گانه، طول سنبله، طول ریشک، وزن هزار دانه، بیوماس و تعداد پنجه بارور در مدل نهایی باقی ماندند. تجزیه علیت براساس رگرسیون چند گانه برای عملکرد دانه انجام گرفت. بیوماس بیشترین اثر مستقیم مثبت و تعداد پنجه بارور از طریق بیوماس بیشترین اثر
غیرمستقیم مثبت را بر عملکرد دانه داشتند.
محمد جواد بابایی زارچ، محمد حسین فتوکیان، سهراب محمودی،
دوره ۶، شماره ۱۴ - ( پاییز و زمستان ۱۳۹۳ )
چکیده
به منظور انتخاب والدین مناسب جهت اهداف اصلاحی شناخت کافی از تنوع ژنتیکی و طبقهبندی ژرم پلاسمها ضروری است. بدین منظور تحقیقی در جهت طبقهبندی و شناخت تنوع ژنتیکی ۳۵ ژنوتیپ گندم در دو تکرار در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سال ۱۳۸۸ در دانشگاه شاهد انجام گرفت. در مجموع ۱۵ صفت مورد ارزیابی قرار گرفت. در این تحقیق از صفات مورفولوژیک همچون تعداد روز تا ۵۰ درصد گلدهی، ارتفاع بوته، تعداد ساقه در بوته، تعداد ساقه بارور، تعداد میانگره، طول برگ پرچم، عرض برگ پرچم، زاویه برگ پرچم، طول آخرین میانگره، فاصله برگ پرچم تا سنبله، طول سنبله، تعداد دانه در سنبله، طول ریشک، وزن هزار دانه و عملکرد دانه تک بوته استفاده شد. نتایج تجریه واریانس برای تمام صفات فوق در سطح یک درصد معنیدار بود. دامنه تغییرات و همبستگی بین صفات تنوع ژنتیکی بسیار زیادی بین ارقام مورد مطالعه نشان داد. تجزیه خوشهای به روش وارد برای دادههای مزرعهای، ژنوتیپهای مورد مطالعه را در ۴ گروه قرار داد، که تجزیه واریانس صفات، در بین کلاسترها برای صفت زاویه برگ معنیدار بود. نتایج تجزیه به عاملها توانست ۵ عامل را استخراج کند که ۷۵ درصد تغییرات میان صفات را توجیه می نمود.
مهرنوش علیپور کریم آباد، غلامعلی رنجبر، سعید خاوری خراسانی، نادعلی باباییان جلودار،
دوره ۶، شماره ۱۴ - ( پاییز و زمستان ۱۳۹۳ )
چکیده
بهمنظور بررسی اثر تنش رطوبتی در مراحل مختلف رشد بر عملکرد دانه و صفات مرتبط با عملکرد ۶۰ هیبرید سینگل کراس ذرت دانهای، دو آزمایش جداگانه در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با ۳ تکرار، در دو شرایط نرمال (۵۰ درصد تخلیه مجاز رطوبتی از خاک) و تنش خشکی (۸۰ درصد تخلیه مجاز رطوبتی از خاک) در ایستگاه طرق مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی خراسان رضوی در سال ۱۳۹۲ اجرا گردید. نتایج تجزیه واریانس دادهها نشان داد که در شرایط نرمال و تنش، اختلاف بین هیبریدها در تمامی صفات در سطح احتمال یک درصد معنیدار بود. نتایج مقایسه میانگین هیبریدها با روش آزمون چنددامنهای دانکن نشان داد که بالاترین عملکرد دانه در شرایط نرمال مربوط به ترکیب هیبرید L۵×k۱۲۶۳/۱ با ۳۰/۱۳ تن در هکتار و در شرایط تنش مربوط به هیبرید L۱۰×k۱۲۶۳/۱ با ۰۲/۹ تن در هکتار و در شرایط نرمال عملکرد ۶۰/۱۰ تن در هکتار میباشد. با توجه به شاخصهای MP ، GMP ، STI و HARM از بین هیبریدهای مورد مطالعه، L۱×k۱۲۶۳/۱ ، L۵×k۱۲۶۳/۱ و L۱۰×k۱۲۶۳/۱ بیشترین عملکرد دانه را به خود اختصاص دادند. طول دوره رشد کمتر در این هیبریدها و عدم برخورد دوره گرده افشانی با دماهای بالا میتواند دلیلی بر برتری ترکیبات مذکور نسبت به سایرین باشد. نتایج همبستگیها حاکی از وجود رابطه مثبت و معنیدار بین عملکرد پتانسیل (بدون تنش) با شاخصهای MP ، GMP ، STI ، TOL و HARM میباشد. بیشترین همبستگی مثبت و معنیدار بین شاخصها، مربوط به GMP و STI (۹۹/۰) بود. بنابراین هیبریدهای L۱×k۱۲۶۳/۱ ، L۵×k۱۲۶۳/۱ ، L۱۰×k۱۲۶۳/۱ و ۱۴×k۱۲۶۳/۱ با توجه به بالا بودن میزان تحمل به خشکی در برنامههای اصلاح و معرفی و پیشنهاد هیبریدهای جدید در برنامههای اصلاحی میتوان بهره برد.
لیلا فهمیده، غلامعلی رنجبر، عمران عالیشاه، نادعلی باباییان جلودار،
دوره ۷، شماره ۱۶ - ( پائیز و زمستان ۱۳۹۴ )
چکیده
بهینهسازی روشهای باززایی در پنبه با استفاده از تکنیکهای کشت بافت در اصلاح و تولید موفق ارقام پنبههای تراریخت ضروری بهنظر میرسد. ریزنمونه های ۱۴-۷ روزه هیپوکوتیل و برگ لپهای ۶ ژنوتیپ پنبه بهمنظور تحریک کالوس به مدت ۱۰ هفته روی محیط کشت MS۱ (محیط کشت MS حاوی ویتامینهای محیطB۵ ) حاوی هورمونهای اکسین و سیتوکینین با استفاده از آزمایش فاکتوریل بر مبنای طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار کشت شدند. کشتها به اتاقک رشد با شرایط دمایی ۲±۲۸ درجه سانتیگراد و دوره نوری ۱۶ ساعت روشنایی با شدت نور ۲۰۰۰ لوکس بهمنظور القای کالزایی منتقل شدند. کالوسهای جنینزا جهت تحریک و بلوغ جنینها به محیط کشتهای MS حاوی NH۴NO۳ و KNO۳ بدون هورمون منتقل شدند. با اینکه KNO۳ تأثیر ناچیزی جهت تحریک جنینهای سوماتیکی دارد اما برای نمو و بلوغ جنینها بیشترین کارایی را دارد. بهمنظور جوانهزنی
جنینهای سوماتیکی از محیط کشت MS حاوی هورمون GA۳ استفاده شد و گیاهچههای باززا شده از روش جنینزایی سوماتیکی تولید شدند. ژنوتیپ ۴-S-۴ با هر دو نوع ریزنمونه (هیپوکوتیل و برگ کوتیلدون) از نظر شروع کالزایی، درصد
کالزایی و همچنین درصد تولید کال جنینزا برتر از سایر ژنوتیپها بود.
بهینهسازی روشهای باززایی در پنبه با استفاده از تکنیکهای کشت بافت در اصلاح و تولید موفق ارقام پنبههای تراریخت ضروری بهنظر میرسد. ریزنمونه های ۱۴-۷ روزه هیپوکوتیل و برگ لپهای ۶ ژنوتیپ پنبه بهمنظور تحریک کالوس به مدت ۱۰ هفته روی محیط کشت MS۱ (محیط کشت MS حاوی ویتامینهای محیطB۵ ) حاوی هورمونهای اکسین و سیتوکینین با استفاده از آزمایش فاکتوریل بر مبنای طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار کشت شدند. کشتها به اتاقک رشد با شرایط دمایی ۲±۲۸ درجه سانتیگراد و دوره نوری ۱۶ ساعت روشنایی با شدت نور ۲۰۰۰ لوکس بهمنظور القای کالزایی منتقل شدند. کالوسهای جنینزا جهت تحریک و بلوغ جنینها به محیط کشتهای MS حاوی NH۴NO۳ و KNO۳ بدون هورمون منتقل شدند. با اینکه KNO۳ تأثیر ناچیزی جهت تحریک جنینهای سوماتیکی دارد اما برای نمو و بلوغ جنینها بیشترین کارایی را دارد. بهمنظور جوانهزنی جنینهای سوماتیکی از محیط کشت MS حاوی هورمون GA۳ استفاده شد و گیاهچههای باززا شده از روش جنینزایی سوماتیکی تولید شدند. ژنوتیپ ۴-S-۴ با هر دو نوع ریزنمونه (هیپوکوتیل و برگ کوتیلدون) از نظر شروع کالزایی، درصد کالزایی و همچنین درصد تولید کال جنینزا برتر از سایر ژنوتیپها بود.
ملیحه لعل بیداری، نادعلی باباییان جلودار، سعید خاوری خراسانی، غلامعلی رنجبر،
دوره ۷، شماره ۱۶ - ( پائیز و زمستان ۱۳۹۴ )
چکیده
دستیابی به نتایج مطلوب در برنامههای اصلاحی، نیازمند انتخاب آگاهانه والدین بر اساس قابلیت ترکیبپذیری عمومی و خصوصی میباشد. مشخص نمودن ترکیبپذیریها و اجزای واریانس ژنتیکی یکی از مهمترین مراحل در برنامه بهنژادی لاینهای اینبرد ذرت است .بدین منظور، تعداد ۲۵ لاین زودرس دانهای با دو تستر (k۱۲۶۳,۱ زودرس و A۶۷۹ دیررس) به روش لاین × تستر تلاقی داده شد و ۵۰ هیبرید حاصل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در دو محیط آبیاری نرمال و تنش خشکی در سال ۱۳۹۲ در مزرعه ایستگاه تحقیقات کشاورزی طرق مشهد مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج تجزیه واریانس آماری حاکی از وجود تفاوت معنیدار بین هیبریدها از نظر تمام صفات مورد بررسی در هر دو محیط در سطح احتمال ۱% بود. واریانس اثر متقابل لاین × تستر برای کلیه صفات در هر دو محیط نشاندهنده معنیدار بودن واریانس غالبیت (نقش اثرات غیرافزایشی) میباشد. نسبت &sigma ۲ gca/&sigma ۲ sca بیانگر نقش بیشتر واریانس غیرافزایشی برای اکثر صفات در هر دو شرایط آبیاری بود. از نظر عملکرد و سایر صفات در شرایط نرمال لاینهای ۱، ۵، ۱۴، ۱۵ و ۱۸ و در شرایط تنش لاینهای ۱، ۱۰، ۱۸، ۲۶ و ۳۱ دارای GCA مثبت و معنیدار و از نظر زودرسی لاینهای ۱، ۷، ۸، ۱۰ و ۲۸ دارای GCA منفی و بسیار معنیدار در هر دو شرایط بودند. از نظر عملکرد دانه ترکیبات L۵×T۱، L۹×T۱، L۱۶×T۲ و L۱۹×T۱ در شرایط نرمال و ترکیبات L۱×T۱، L۱۳×T۱، L۲۷×T۲ و L۱۶×T۲ دارای SCA مثبت و معنیدار در شرایط تنش خشکی بودند که جهت آزمایشات ارزیابی و مقایسه عملکرد منطقهای و برآورد اثرات متقابل ژنوتیپ در محیط و شناسایی و انتخاب برترین هیبریدها، میتوان لاینهای مذکور را مورد استفاده قرار داد.
بهاره خوش خلق، نادعلی باباییان جلودار، نادعلی باقری،
دوره ۸، شماره ۱۷ - ( بهار ۱۳۹۵ )
چکیده
تکنولوژی تولید ارقام هیبرید در افزایش عملکرد برنج بسیار موفقیتآمیز میباشد. در این مطالعه نقشه ژنتیکی ژنهای برگرداننده باروری با استفاده از نشانگرهای ssr و STS همبسته با ژن باروری در جمعیت ۲F حاصل از گیاهان والدینی (IR۵۸۰۲۵A و آمل- ۲( در گیاه برنج مورد مطالعه قرار گرفت. این مطالعه در سال ۱۳۸۹ در دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری در آزمایشگاه بیوتکنولوژی در سال ۱۳۸۹ انجام گرفت. در این بررسی از ۲۰ نشانگر SSR و دو نشانگر sts استفاده شد. نشانگرهای RG۱۴۰، rm۴۹۰، rm۲۴۳، rm۲۳، rm۳۰۲، rm۵۸۰، RM۲۴۴،RM۳۱۱ ، RM۱۷۱، RM۲۲۸ چند شکلی نشان دادند در حالی که نشانگرهای RM۲۳۷، RM۱۲۸،RM۱۰۴ ، RM۲۵۸،RM۸۴ ،RM۲۶۹ ، RM۳۵۱۰، RM۲۷۱، RM۲۹۴ و s۱۰۰۱۹ چندشکلی نشان ندادند. نشانگرهای RG۱۴۰، rm۴۹۰، rm۲۴۳، rm۲۳ با استفاده از نرمافزار jOIN map در یگ گروه لینکاژی و نشانگرهای rm۲۴۴ و rm۳۱۱ در گروه لینکاژی دیگری قرار گرفتند. ژن برگرداننده باروری (rf۳) بین دو نشانگر rg۱۴۰ و rm۴۹۰ با فاصله یک سانتی مورگان از نشانگر rg۱۴۰قرار گرفت و فاصله نشانگر rm۴۹۰ با ژن باروری نیز ۱۵ سانتی مورگان به دست آمد و محل ژن (Rf۴) نیز بین دو نشانگر rm۲۴۴ و rm۳۱۱ با فاصله هفت سانتی مورگان از نشانگر rm۲۴۴تعیین شد.
لیلا آهنگر، ولی الله بابایی زاد، غلامعلی رنجبر، حمید نجفی زرینی، عباس بیابانی،
دوره ۸، شماره ۱۷ - ( بهار ۱۳۹۵ )
چکیده
گندم نان یکی از محصولات مهم زراعی در تغذیه جمعیت دنیا میباشد. تولید این محصول همواره با چالشهای متعددی روبهرو بوده است. از جمله بیماری سفیدک سطحی در گندم که از راه عامل Blumeria graminis f.sp. tritici (Bgt ) ایجاد میگردد، یکی از بیماریهای مهم گندم به شمار میرود. روشهای مختلفی برای کنترل این بیماری وجود دارد ولی کاربرد القا کنندهها از جمله اسید سالیسیلیک (SA) که میتوانند مقاومت را به صورت سیستمیک در گیاهان القا نمایند، نیز از اهمیت خاصی برخوردار است. در این تحقیق به منظور بررسی توانایی SA در القای مقاومت در گندم در مقابل بیماری سفیدک سطحی، رقم فلات از حساسترین ژنوتیپ به Bgt، انتخاب شده و پس از تیمار به همراه گیاهان شاهد در معرض قارچ Bgt قرار گرفت. سپس الگوی تظاهر ژنهای مرتبط با بیماریزایی PR۱، PR۲،PR۳ و PR۵ با استفاده از تکنیک Real Time PCR در پنج بازه زمانی و سه تکرار مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که در هر دو گروه از گیاهان تیمار شده با SA و شاهد، روند تظاهر تمام ژنهای مورد بررسی قبل و پس از اعمال آلودگی به صورت افزایشی بوده و حداکثر بیان آنها تا ۲۴ ساعت بعد از زمان آلودگی مشاهده شد. روند افزایشی در گیاهان شاهد تدریجی بود، درحالیکه در گیاهان تیمار شده القای زودهنگام و بالای ژنهای دفاعی در ساعات اولیه بعد از آلودگی با Bgt، به طور معنیداری نسبت به گیاهان شاهد قابل توجه بود. این نتیجه نشان داد که SA با القای مقاومت سیستمیک سبب بیان زود هنگام و سریع در گیاه گندم شد و با افزایش بیان ژنهای دفاعی سبب القای مقاومت در گیاه گردید. در هر دو گروه از گیاهان آزمایشی، ۴۸ ساعت بعد از آلودگی، روند کاهشی در بیان ژنهای مورد مطالعه مشاهده شد که میتواند به دلیل جلوگیری از تظاهر مؤثر این ژنها به دنبال تشکیل مکینه باشد. در نتیجه، این مطالعه مشخص شد که القا کننده SA با بیان بالای ژنهای دفاعی در رقم حساس و کاهش تعداد کلنی رشد یافته قارچ Bgt در واحد سطح میتوانند از کاندیدهای ایجاد مقاومت در رقم حساس به بیماری Bgt باشد.
مرضیه محرابیون محمدی، ولی اله بابایی زاد، حشمت اله رحیمیان، شاپور ابراهیم نژاد،
دوره ۹، شماره ۲۲ - ( تابستان ۱۳۹۶ )
چکیده
جو یکی از مهمترین غلات در تغذیه دام بوده که به عنوان منبع جایگزین گندم و برنج در تغذیه رژیمی نیز نقش مهمی دارد. جو همواره در معرض خسارت عوامل متعدد آفات و بیماریها میباشد که سبب کاهش میزان محصول و یا پائین آوردن ارزش غذایی آن میشوند. از جمله عوامل خسارتزا جو قارچ بیوتروف (Bgh) Blumeria graminis f. sp. hordei عامل بیماری سفیدک سطحی است که در برخی مناطق زیر کشت این محصول خسارات جدی وارد میکند. همانند سایر گیاهان، جو نیز با استفاده از سیستمهای دفاعی بر پایه پروتئینها و سایر مواد ضد میکروبی در مقابل بیمارگرها مقاومت میکند و در این میان پروتئینهای مرتبط با بیماری زایی (Pathogenesis- Related Proteins) نقش بسزایی دارند. این تحقیق به منظور بررسی مورفولوژیکی و مولکولی چندین ژنوتیپ جو کشور در تعامل با قارچ Bgh انجام شد. تجزیه وتحلیل آماری نتایج غربالگری نشان داد لاین Mb-۸۶-۵ بیشترین حساسیت و بجز ژنوتیپ Beecher، بقیه ژنوتیپهاBIR ، Ceres،Avt/Attiki ،L۱۲۴۲ ، یوسف، نصرت، ماهور،Comp۱۷۱E ،Rihane-۰۳ در مقایسه با لاین حساسMb-۸۶-۵ مقاومت معناداری داشتند. جهت تعیین پروفایل ژنهای دخیل در مقاومت از گیاهچههای یک هفتهایی در ساعات مختلف پس از تلقیح (۰-۱۲-۲۴-۴۸ ساعت) نمونه برداری و Total RNA از آنها استخراج شد. نتایج بررسی مولکولی نشان داد که بیان ژنهای PR۱، PR۵، NH۱ و POX به مقدار معنیداری در ژنوتیپ مقاوم در مقایسه با ژنوتیپ حساس افزایش یافت. این نتایج نشان می دهد ژنهای مطالعه شده در مقاومت به بیماریBgh در ژنوتیپ Ceres جو ایفای نقش میکنند.
سیده فاطمه محمدی، نادعلی باقری، غفار کیانی، نادعلی باباییان جلودار،
دوره ۱۰، شماره ۲۷ - ( پاییز ۱۳۹۷ )
چکیده
به منظور ارزیابی واکنش ژنوتیپهای برنج به تنش شوری در مرحله جوانه زنی آزمایشی به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح پایه کاملا تصادفی با سه تکرار در آزمایشگاه بیوتکنولوژی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری اجرا شد. تعداد ۱۶ ژنوتیپ برنج در چهار سطح شوری (صفر، ۴۰، ۸۰ و ۱۲۰ میلیمولار) مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج تجزیه واریانس تاثیر معنی دار شوری روی صفات مورد مطالعه در بین ژنوتیپ های مختلف برنج را نشان داد. با توجه به نتایج مقایسه میانگین صفات مورد بررسی، با افزایش میزان شوری از سطح شاهد به ۴۰، ۸۰ و ۱۲۰ میلی مولار، تمامی صفات کاهش معنی داری را نشان دادند. بررسی ضرایب همبستگی ساده بین صفات نشان داد که بیشترین همبستگی مثبت و معنی دار مربوط به صفت سرعت جوانه زنی با درصد جوانه زنی (۸۹/۰r =) میباشد. نتایج حاصل از تجزیه به مؤلفههای اصلی بر اساس هشت صفت در مرحله جوانهزنی نشان داد که دو مؤلفه توانستند ۶۶/۷۷ درصد از تغییرات کل را توجیه نمایند. تاکید مولفه اول روی طول ریشهچه، وزن تر ریشهچه، وزن خشک ریشهچه، درصد و سرعت جوانهزنی در جهت مثبت بود. تجزیه خوشهای ژنوتیپهای برنج تحت تنش سطوح متفاوت شوری بر اساس صفات مورد بررسی، نشان داد که ژنوتیپهای L۱۱۳، L۲۱، L۵۹، L۳۳ و شصتک محمدی در گروه سوم تحمل به شوری بیشتری نسبت به شاهد آزمایش (NONA BOKRA) داشتند. با توجه به تجزیه و تحلیل های انجام شده ژنوتیپ های شصتک محمدی و لاین ۲۱ از لحاظ تحمل به تنش در سطوح مختلف شوری برتر از سایر ژنوتیپ ها در این آزمایش بودند و میتوانند در برنامه های اصلاحی مورد استفاده قرار گیرند.
نادعلی باقری، نادعلی باباییان جلودار، آرام پاشا،
دوره ۱۱، شماره ۳۲ - ( زمستان ۱۳۹۸ )
چکیده
در این مطالعه مکانیزم مقاومت به کرم ساقه خوار نواری در ۱۰ ژنوتیپ برنج و در سطوح متفاوت کود ازت مورد بررسی قرار گرفت. علاوه براین رابطه برخی از صفات کمی و کیفی ژنوتیپ های برنج با میزان مقاومت به کرم ساقه خوار نواری بررسی شد. این آزمایش در شرایط مزرعه ای به صورت اسپلیت پلات در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی در ۴ تکرار اجرا شد. نتایج نشان داد که ژنوتیپ های آمل-۳، میلاد و دشت نسبت به کرم ساقه خوار حساس بوده و با افزایش سطوح کود ازت درصد خسارت نیز بیشتر شد. اما رقم آمل۳ به دلیل قابلیت پنجهزنی بیشتر، در سطوح بالاتر کود ازت، توانسته کاهش عملکرد ناشی از حمله آفت را تا حدودی جبران نماید. از بین صفات کمی مورد مطالعه قطر ساقه و ارتفاع گیاه و از بین صفات کیفی مورد مطالعه تیپ رشد گیاه (عادت رشد ساقه) و کرک دار بودن پهنک برگ نقش مهمی در میزان آلودگی به کرم ساقه خوار برنج داشتند.
به طوری که ژنوتیپ هایی با قطر ساقه کمتر و ارتفاع کوتاهتر و همچنین عادت رشد ساقه بهصورت ایستاده یا نیمه ایستاده و کرکدار بودن پهنک برگ (نظیر طارم جلودار، دانش، نعمت، جهش، پرتو، آمل۲ و IR۵۰) از شدت آلودگی کمتری برخوردار بودند.
احمد درخشان، محمد سالاری، ولی اله بابایی زاد، ناصر پنجه که، عبدالحسین طاهری،
دوره ۱۲، شماره ۳۶ - ( زمستان ۱۳۹۹ ۱۳۹۹ )
چکیده
سوختگی باکتریایی برنج (Xoo) Xanthamonos oryzae pv. oryzae یکی از مخربترین بیماریهای باکتریایی برنج در برخی از مناطق کشت برنج در دنیا بویژه مناطق گرمسیری آسیایی میباشد. کارایی پایین روش هایی مدیریت بیماری بخصوص روش شیمیایی سبب شده تا بیشتر تحقیقات روی ارقام مقاوم و درک مکانیسم های مقاومت از طریق مطالعه تعاملات بیوشیمیایی و شناخت ژنهای مقاوم در مدیریت برنامه کاربردی قرار گیرد. این پژوهش با هدف ارزیابی مقاومت ۲۴ رقم تجاری برنج ایرانی در مقابل باکتری عامل سوختگی و مطالعه برخی مکانسیم مقاومت در سطوح بیوشیمیایی و الگوی تظاهر ژن PAL به روش QRT-PCR انجام گرفت. نتایج ارزیابی گلخانهای نشان داد ارقام مختلف در توسعه طول لکه در برگ به عنوان مهمترین صفت ارزیابی بیماری اختلاف دارند. رقم تجاری خزر و نعمت در بالاترین سطح مقاومت و رقم طارم محلی و دیلمانی بیشترین حساسیت را بر اساس شاخص ارزیابی (مقاومت کمی) نسبت به این بیماری نشان دادند. ارزیابی بیوشیمیایی آنزیم های کاتالاز، گایکول پراکسیداز، سوپراکسید دیسموتاز و فنل کل در رقم مقاوم خزر و حساس طارم محلی نشان از روند فعالیت بالای این آنزیمها در رقم مقاوم در مقایسه با رقم حساس در ساعات اولیه پس از مایه زنی داشته که اختلاف بین رقم مقاوم و حساس در سطح یک درصد معنی دار می باشد. نرخ بیان ژن PAL نیز در رقم مقاوم خزر در ساعات اولیه پس از مایه زنی نسبت به رقم حساس بطور قابل ملاحظهای بالاتر بوده است. در مجموع به نظر می رسد القای ژن PAL و بدنبال آن افزایش تجمع آنزیمهای اکسیدانی و آنتی اکسیدانی در بروز مقاومت رقم خزر نسبت به رقم حساس طارم محلی بخشی از ساز وکار دفاعی برنج در مقابل باکتری Xoo می باشد.
معصومه کنفی لسکوکلایه، نادعلی باقری، نادعلی باباییان جلودار، مهدی قاجار سپانلو،
دوره ۱۳، شماره ۳۷ - ( بهار ۱۴۰۰ )
چکیده
کادمیوم یک آلاینده مهم از فلزات سنگین است که برای گیاهان و حیوانات بسیار سمی است. ﺑﺮﻧﺞ ﻳﻜﻲ از اﻧﻮاع ﭘﺮ ﻣﺼﺮف ﻏﻼت در ﺟﻬﺎن اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪﻃﻮر ﮔﺴﺘﺮده در رژﻳـﻢ ﻏـﺬاﻳﻲ ﻣـﺮدم وجود دارد. به منظور بررسی میزان تحمل ژنوتیپهای برنج به فلز کادمیوم، ۴۰ ژنوتیپ برنج در شرایط هیدروپونیک در مرحله گیاهچهای از نظر تحمل به میزان کادمیوم در سطوح مختلف تنشی (شاهد، ۱۰۰، ۲۰۰ و ۳۰۰ میکرومولار کادمیوم) و در یک آزمایش کرتهای خرد شده در قالب طرح کاملاً تصادفی مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج حاصل نشان داد که بین ژنوتیپها و سطوح تنش از نظر صفات ارزیابی شده تفاوت معنیداری وجود دارد. از لحاظ جذب کادمیوم ژنوتیپهای میر طارم، سنگ طارم، F۱۲L۴۹-۳، ۲۲۹R و KOSHIHIKARI دارای کمترین مقدار جذب کادمیوم بودند. در تجزیه به مؤلفههای اصلی بر مبنای صفات ارزیابی شده به تنش به ترتیب ۷۰/۱۶۰، ۷۰/۳۵۱، ۷۲/۶۴۱ و ۶۶/۳۰۵ درصد از تغییرات در سطوح شاهد، ۱۰۰، ۲۰۰ و ۳۰۰ میکرومولار کادمیوم توسط مؤلفههای اول و دوم قابل توجیه بود. تجزیه خوشهای نیز بر اساس صفات مورد مطالعه در سطوح شاهد، ۱۰۰، ۲۰۰ و ۳۰۰ میکرومولار کادمیوم، ژنوتیپهای مورد بررسی را بهترتیب در دو، پنج، سه و دو خوشه گروهبندی نمود. در مجموع، بر طبق نمودار تحلیل بایپلات و تجزیه خوشهای ژنوتیپهای سنگ طارم، میر طارم، F۱۲L۴۹-۳، ۲۲۹R و KOSHIHIKARI بهعنوان ارقام متحمل به کادمیوم و ژنوتیپهای M۳۰، ARIAS HALUS و Kinan Dang Patong به عنوان ارقام حساس و دارای جذب بالای کادمیوم تعیین شدند. از ﻧﺴﻞﻫﺎی ﺣﺎﺻﻞ از ﺗﻼﻗﯽ ارﻗﺎم ﻣﺘﺤﻤﻞ و ﺣﺴﺎس ﻣﯽﺗﻮان ﺑﻪﻣﻨﻈﻮر ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺟﻤﻌﯿﺖﻫﺎی در ﺣﺎل ﺗﻔﺮق ﺑﺮای ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ژﻧﺘﯿﮑﯽ و ﻣﻮﻟﮑﻮﻟﯽ اﺳﺘﻔﺎده ﻧﻤﻮد.
ایرج مروتی، علاالدین کردناییج، حمیدرضا بابایی،
دوره ۱۳، شماره ۳۷ - ( بهار ۱۴۰۰ )
چکیده
۴۰ لاین برگزیده سویا (Glycine max L. Merr) در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار تحت شرایط آبیاری نرمال و تنش در دو مکان مجزا، در مزرعه تحقیقاتی مؤسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر کرج در سال زراعی ۹۵-۱۳۹۴ مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس عملکرد در شرایط بدون تنش (Yp) و تنش (Ys)، شاخص های کمی تحمل به تنشخشکی، شاخص تحمل (TOL)، میانگین هندسی (GMP)، تحمل تنش (STI)، حساسیت به تنش (SSI)، حساس خشک (SDI)، درصد حساسیت به تنش (SSPI)، میانگین هارمونیک (HARM)، پایداری عملکرد (YSI)، خشکی نسبی (RDI)، محاسبه شدند. نتایج حاصل از تجزیه واریانس بیانگر اختلاف معنیدار ژنوتیپ ها از نظر عملکرد در شرایط نرمال و تنش کمآبی بود. نتایج حاصل از مقایسه میانگین نشان داد که بیشترین میانگین عملکرد درشرایط آبی و دیم بهترتیب متعلق به ژنوتیپهای ۱۹و ۳۴ بوده است. کمترین مقادیر، شاخص تحمل، حساسیت به تنش، درصد حساسیت به تنش، حساس خشکی، بهترتیب متعلق به ارقام شماره ۷،۱۰،۷،۱۰ بوده و بیشترین مقادیر شاخص میانگین هندسی، تحمل تنش، پایداری عملکرد، خشکی نسبی، میانگین هارمونیک، بهترتیب متعلق به ارقام شماره ۱،۷،۷،۱،۱ بوده است. تحلیل همبستگی عملکرد و شاخصهای تحمل خشکی در محیط تنش و بدونتنش نشان داد، شاخص STI وGMP مناسبترین شاخصها برای گزینش ژنوتیپهای برتر هستند. همچنین تجزیه به عاملها نشان داد که دو عامل اول ۹۸درصد (عامل اول ۵۸/۹ درصد و عامل دوم ۳۹/۳ درصد) از تغییرات مورد بررسی را در شرایط تنش و بدونتنش توجیه میکند. براساس تجزیه بایپلات بر مبنای مولفههای اصلی اول و دوم، ژنوتیپهای ۱ و ۳۴ در ناحیه با پتانسیل تولید بالا و حساسیت کم به تنش قرار دارند و تجزیه بایپلات نیز گزینش ژنوتیپ متحمل به تنش را براساس شاخص GMP.STI توجیه می نماید.
آرام پاشا، نادعلی باباییان جلودار، نادعلی باقری، حمید نجفی زرینی،
دوره ۱۳، شماره ۴۰ - ( زمستان ۱۴۰۰ ۱۴۰۰ )
چکیده
چکیده مبسوط
مقدمه و هدف: تنش خشکی محدودیت عمدهای برای تولید و ثبات عملکرد محصولات زراعی میباشد. تجزیه و تحلیل صفات زایشی و پاسخ آنها به خشکی میتواند برای شناسایی ژنوتیپهای برنج متحمل به خشکی مفید باشد. هدف از این مطالعه، ارزیابی رفتار مورفولوژیکی برخی از ژنوتیپهای برنج تحت شرایط محیطی متفاوت در مرحله زایشی بود.
مواد و روش ها: این مطالعه در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری بصورت آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی در سال زراعی۱۳۹۷ انجام گرفت. فاکتورهای آزمایش شامل ژنوتیپهای برنج (IR۶۴ حساس به خشکی و ژنوتیپهایDinorado و Moroberecan متحمل به خشکی) و شرایط محیطی (آبیاری نرمال و آبیاری مجدد) بودند.
یافته ها: تجزیه واریانس داده ها نشان داد که اثر ژنوتیپ، شرایط محیطی و اثر متقابل ژنوتیپ × شرایط محیط برای صفات مورد مطالعه تفاوت معنیداری دارد که بیانگر این امر می باشد که
ژنوتیپهای برنج مورد مطالعه در شرایط محیطی مختلف، رفتار متفاوتی دارند. مقایسه ضرایب همبستگی ساده بین صفات مختلف ژنوتیپهای برنج تحت آبیاری نرمال نشان داد که عملکرد با تعداد پنجه (۰/۹۷ ) همبستگی مثبت و معنی داری دارد. اما تحت تنش خشکی عملکرد با تعداد پنجه (۰/۶۹- ) همبستگی منفی و با صفات طول برگ پرچم، طول و وزن خوشه، تعداد خوشهچه اولیه و ثانویه، تعداد دانه پر در خوشه و درصد باروری خوشه همبستگی مثبت و معنی داری داشته است. نتایج حاصل از رگرسیون گام به گام برای توجیه تغییرات عملکرد ژنوتیپهای برنج بر اساس صفات مورفولویکی مورد مطالعه تحت شرایط آبیاری نرمال صفات تعداد پنجه، وزن صددانه و تعداد خوشه چه ثانویه و در شرایط تنش خشکی صفات تعداد دانه پر در خوشه و وزن خوشه را بهعنوان مهمترین صفات تبیین کننده تغییرات معرفی نمودند. مقایسه ضرایب مسیر عملکرد و اجزای عملکرد نشان داد که تحت شرایط آبیاری نرمال تعداد پنجه (۰/۶۵۲)، اما تحت شرایط تنش خشکی صفت تعداد دانه پر در خوشه (۱/۵۱۳) بیشترین اثر مستقیم را روی عملکرد داشتند. به طوریکه در تنش خشکی بیشترین ضریب همبستگی را صفت تعداد دانه پر در خوشه با عملکرد دانه (۰/۹۳۱ = r) نشان داد.
نتیجه گیری: بطورکلی ژنوتیپ IR۶۴ تحت تاثیر تنش خشکی برای صفات عملکرد و اجزای عملکرد (نظیر طول خوشه، وزن خوشه، تعداد دانه پر در خوشه و درصد باروری خوشه) کاهش بیشتری نسبت به ژنوتیپهای متحمل نشان داد.
احمد درخشان، محمد سالاری، ولی اله بابایی زاد، ناصر رادمان، عبدالحسین طاهری،
دوره ۱۵، شماره ۴۵ - ( بهار ۱۴۰۲ )
چکیده
چکیده مبسوط
مقدمه و هدف: سوختگی باکتریایی برنج ناشی از Xanthomonas oryzae pv. oryzae از بیماریهای مخرب برنج در مناطق مختلف دنیا محسوب می گردد. عدم کارایی مناسب مدیریت شیمیایی و آلودگی های زیست محیطی، استفاده از ارقام مقاوم یکی از موثرترین و اقتصادی ترین روش مدیریت این بیماری میباشد. فقدان اطلاعات کافی در زمینه فهم مکانیسم مقاومت در برنج های ایرانی و ارقام مقاوم، نیاز مطالعه مولکولی و ارزیابی بیان ژن های مقاومت ارقام مقاوم و حساس در تعامل با عامل بیماری، ضروری به نظر میرسد.
مواد و روش ها: در این پژوهش الگوی بیان ژن NPR۱ و چند ژن مرتبط با بیماری زایی (از جمله PR۱b، PR۳، PR۵) در بازههای زمانی مختلف بعد از مایهزنی، در ارقام مقاوم (خزر) و حساس (طارم محلی) نسبت به سوختگی باکتریایی به روش QRT-PCR انجام گرفت.
یافته ها: مطالعه الگوی بیان ژن ها، روند افزایش بیان ژن های بررسی شده را در رقم مقاوم خزر نسبت به رقم حساس و معنی دار بودن آن را از ساعت های اولیه پس از تلقیح تایید کرد. حداکثر بیان ژن NPR۱ در رقم مقاوم خزر ۱۲ ساعت پس از تلقیح بیمارگر بوده است. در بیان ژن های مرتبط با بیماری زایی نیز فعالیت ژن PR۱b در ۷۲ ساعت پس از تلقیح بیمارگر در رقم مقاوم ۱۱/۲ برابر و در ۹۶ ساعت پس از تلقیح ۲۵/۷ برابر نسبت به رقم حساس بوه است. سطح بیان بالای ژن PR۳ در ۱۲ تا ۴۸ ساعت پس از آلودگی در رقم مقاوم بهترتیب ۳۸ و ۱۰/۴ برابر رقم حساس طارم محلی ارزیابی شد. میزان بیان ژن PR۵ در رقم مقاوم خزر در ساعات ۴۸، ۷۲ و ۹۶ بهترتیب۴/۱، ۷/۶ و ۲۲ برابر رقم حساس طارم محلی بوده است.
نتیجه گیری: از آنجایی که تجمع رونویسی mRNAو افزایش بیان این ژن ها یک شاخص ارزیابی مهم بروز واکنش دفاعی در تعامل با عامل بیماری می باشد، فعالیت این ژن ها نشان از وجود پتانسیل مقاومت نسبت به این باکتری در رقم تجاری ایرانی خزر در برابر این بیماری مهم محسوب می شود. در مجموع فعال شدن مسیرهای مختلف مقاومت سیستمیک و القای ژن های مقاومت در بروز مقاومت رقم خزر نسبت به رقم حساس طارم محلی، بخشی از ساز وکار دفاعی برنج در مقابل باکتری Xoo میباشد. نتایج این تحقیق به همراه ارزیابی بیان ژن می تواند نوید کارایی مناسب رقم خزر در زمان اپیدمی شدن بیماری و یا پتانسیلی برای انتقال ژن مقاومت به ارقام حساس در مدیریت تلفیقی یا ایجاد مقاومت هرمی باشد.
میلاد حبیبی درونکلایی، ولی اله بابایی زاد، محمد علی تاجیک قنبری، حشمت اله رحیمیان، دکتر علی دهستانی،
دوره ۱۵، شماره ۴۶ - ( تابستان ۱۴۰۲ )
چکیده
چکیده مبسوط
مقدمه و هدف: برنج (Oryza sativa L.) یکی از مهمترین غلات می باشد که دارای ارزش غذایی بالایی بوده و در اکثر کشورها یکی از اصلی ترین اجزا در سبد غذایی مردم است. سوختگی غلاف برنج یکی از مهمترین بیماری های برنج بوده و عامل آن نیز پاتوژن Rhizoctonia solani (Teleomorph:Thanatephorus cucumeris) می باشد. القای بیان ژن های مرتبط با مقاومت یکی از کم هزینه ترین و امن ترین روش ها در مدیریت بیماری های گیاهی محسوب شده و عوامل زیستی و غیر زیستی مختلفی در افزایش بیان این ژن ها در گیاهان ایفای نقش می کنند. فسفیت ها از جمله ترکیبات شیمیایی هستند که باعث القای مقاومت شده و قادر به کنترل بیماری ها با اثر مستقیم بر پاتوژن و غیرمستقیم با تحریک پاسخ های دفاعی میزبان می شوند. در این تحقیق، اثرات کاربرد فسفیت پتاسیم بر میزان بیان برخی از ژن های مقاومت در دو رقم طارم (مقام) و خزر (حساس) آلوده شده با R. solani بررسی شد.
مواد و روش: پژوهش بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در دو رقم طارم (مقاوم) و خزر (حساس) و دو تیمار فسفیت پتاسیم و قارچ R. solani انجام گردید. برگ های تیمار شده با فسفیت پتاسیم و شاهد به قارچ عامل بیماری آلوده و در زمان های ۰، ۲۴، ۴۸، ۷۲ و ۹۶ ساعت بعد از آلودگی، نمونه برداری شدند. پس از استخراج RNA و ساخت cDNA، واکنش Real-time PCR جهت بررسی الگوی بیان با استفاده از آغازگرهای اختصاصی ژن ها PAL، LOX، PR۱، PR۳ و PR۵، برگ های انجام گردید.
یافته ها: در این مطالعه افزایش معنی داری در میزان بیان ژن های PAL و LOX در ساعت ۲۴ و ژن های PR۱، PR۳ و PR۵ در ساعت ۴۸ تیمارها نسبت به شاهد مشاهده شد. اثرات تیمارها در تمامی صفات در میزان بیان ژن های LOX، PR۱، PR۳ و PR۵ معنی دار بوده ولی در میزان بیان ژن PAL اثرات تیمارها در صفت های تیمار-رقم و تیمار-رقم-زمان غیر معنی دار ولی در صفات دیگر معنی دار بود. بین رقم مقاوم (طارم) و رقم حساس (خزر) به جز ژن PR۱ در مابقی ژن ها مقایسه میانگین معنی دار بود و بین تیمارها تمامی پنچ ژن دارای مقایسه میانگین معنی دار وجود داشت.
نتیجه گیری: یافته ها نشان دهنده این است که فسفیت پتاسیم باعث پاسخ سریع و شدید گیاه در برابر بیمارگر R. solani از طریق القای ژن های مختلف شده و به دنبال آن منجر به افزایش تحمل گیاه می شود. در رقم طارم به دلیل این که ژن های بررسی شده زودتر و بیشتر بیان شدند دارای مقاومت بیشتری نسبت به رقم خزر است.
محمدرضا میرزایی، داریوش طالقانی، سعید صادقزاده حمایتی، مسعود احمدی، جمشید سُلطانی، بابک بابایی، حیدر عزیزی، محسن بذرافشان، علی صارمی راد،
دوره ۱۵، شماره ۴۶ - ( تابستان ۱۴۰۲ )
چکیده
چکیده مبسوط
مقدمه و هدف: عملکرد و کیفیت قند در چغندرقند نیز همانند سایر گیاهان شدیداً تحت تأثیر عوامل محیطی قرار میگیرد و تغییرات بالایی در عملکرد کمی و کیفی آن رخ میدهد. از اینرو، پژوهش حاضر با هدف مطالعه تأثیر برهمکنش ژنوتیپ-محیط بر پتانسیل تولید کمی و کیفی ارقام چغندرقند و نیز تعیین سازگاری آنها با طیف وسیعی از محیطهای با شرایط متفاوت پایهریزی و به مرحله اجرا درآمد.
مواد و روشها: تعداد هفت رقم چغندرقند متشکل از چهار رقم داخلی و سه رقم خارجی، مواد ژنتیکی پژوهش حاضر را تشکیل دادند. مواد گیاهی تحت بررسی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با چهار تکرار در چهار منطقه بروجرد، پیرانشهر، جوین و شیروان در سال ۱۴۰۰ کشت شدند. پس از برداشت محصول و برآورد عملکرد ریشه، درصد قند ناخالص، عملکرد شکر سفید و ضریب استحصال شکر مربوط به هر یک از ارقام آزمایشی، تجزیه پایداری دو ویژگی عملکرد ریشه و عملکرد شکر سفید با بهکارگیری مدل امی و تجزیه پایداری همزمان چهار ویژگی اندازهگیریشده با شاخص پایداری چندمتغیره انجام شد.
یافتهها: تجزیه اثرات افزایشی مدل امی نشان داد ژنوتیپ، محیط و برهمکنش ژنوتیپ- محیط در سطح احتمال یک درصد معنیدار بود. تجزیه اثر ضربپذیر مدل امی به مؤلفههای اصلی نشان داد که در هر دو صفت مورد مطالعه تنها دو مؤلفه اول برهمکنش، تأثیر معنیداری در سطح احتمال یک درصد داشتند. طبق بایپلات میانگین عملکرد در برابر میانگین وزنی قدر مطلق امتیازات مؤلفههای اصلی، رقم دنا از نظر عملکرد ریشه و دو رقم دنا و سینا از نظر عملکرد شکر سفید تحت عنوان ارقام پایدار با عملکرد مطلوب شناخته شدند. در بایپلات اولین و دومین مؤلفه اصلی برهمکنش ژنوتیپ- محیط رقم دنا از نظر عملکرد ریشه و ارقام دنا، اکباتان و سینا از نظر عملکرد شکر سفید بهعنوان ارقام با سازگاری عمومی مطلوب شناخته شدند. مناطق مورد بررسی از نظر هر یک از صفات عملکرد ریشه و عملکرد شکر سفید به سه محیط بزرگ تقسیم شدند، بهطوریکه جوین و شیروان بهعنوان اولین محیط بزرگ، بروجرد بهعنوان دومین محیط بزرگ و پیرانشهر بهعنوان سومین محیط بزرگ شناخته شد. بر اساس نتایج شاخص پایداری چندمتغیره، رقم پرفکتا ایدهآلترین رقم بهصورت همزمان از نظر هر چهار صفت عملکرد ریشه، عملکرد شکر سفید، درصد قند ناخالص و ضریب استحصال شکر بود و پس از آن ارقام فلورس و سینا تحت عنوان ایدهآلترین ارقام بودند.
نتیجهگیری: نظر به نتایج بهدستآمده در مطالعه حاضر میتوان نتیجه گرفت که شرایط محیطی و برهمکنش آن با ژنوتیپ نقش بسزایی در تأثیرگذاری بر بیان فنوتیپی صفات در ژنوتیپهای مختلف چغندرقند دارد و سبب ایجاد نوسان عملکرد از محیطی به محیط دیگر میشود. لذا لازم است در هنگام آزادسازی ژنوتیپها دقت بیشتری نموده تا ژنوتیپهایی را معرفی کرد که با شرایط محیط هدف سازگاری داشته باشند و سبب تولید محصول مطلوب شوند.
اشکبوس امینی، علی اکبر اسدی، مهرداد چایچی، مسعود عزت احمدی، معرفت قاسمی، علیرضا عیوضی، تقی بابایی، مسعود قدسی،
دوره ۱۵، شماره ۴۸ - ( زمستان ۱۴۰۲ )
چکیده
مقدمه و هدف: تولید ارقام پایدار جدید با عملکرد بالا در مناطقی که با خشکی مواجه هستند ضروری است. عملکرد ارقام مختلف در محیطهای گوناگون متفاوت بوده و رتبه عملکردی آنها از محیطی به محیط دیگر متغیر است. این تغییرات با عنوان اثرات متقابل ژنوتیپ × محیط شناخته میشوند. کاهش اثرات متقابل و پایداری تولید در محیطهای گوناگون از اهداف بهنژادی و معرفی ارقام در مناطق مختلف میباشد. هدف از این مطالعه ارزیابی اثر متقابل ژنوتیپ × محیط در مناطق مختلف اقلیم سرد کشور و تعیین ژنوتیپهای ایدهآل و معرفی پایدارترین ژنوتیپ گندم در این شرایط بود.
مواد و روشها: جهت بررسی پایداری ۱۷ ژنوتیپ گندم آبی به همراه ارقام شاهد میهن، حیدری و زرینه در شرایط تنش خشکی انتهای فصل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در ایستگاههای تحقیقاتی کرج، همدان، مشهد، جلگهرخ، میاندوآب، اردبیل و اراک در دو سال زراعی ۱۳۹۷ تا ۱۳۹۹ مورد بررسی قرار گرفتند. جهت بررسی پایداری، از روشهایAMMI و GGE-biplot استفاده شد.
یافتهها: تجزیه AMMI نشان داد که ده مؤلفه اصلی اول تا دهم معنیدار بوده و در مجموع نزدیک به ۹۷% از تغییرات اثر متقابل ژنوتیپ × محیط را توجیه میکردند و دو مؤلفه اصلی اول و دوم در مجموع سهم ۴۶ درصدی را در بیان اثر متقابل ژنوتیپ × محیط داشتند. بر اساس دو شاخص SSASV و SSiWAAS به ترتیب ژنوتیپهای G۲، G۱۹ و G۴ بهعنوان برترین ژنوتیپها شناسایی شدند. ژنوتیپ G۳ پایدارترین ژنوتیپ بود. تجزیه GGE-biplot نشان داد که ژنوتیپهای G۱۶، G۱، G۳ و G۷ دارای بیشترین پایداری عمومی نسبت به سایر ژنوتیپها بودند. ژنوتیپ G۱۶ را میتوان بهعنوان ژنوتیپ مطلوب که دارای میانگین عملکرد بالا و نیز پایداری عملکرد بالایی باشد، در نظر گرفت. در رتبه های بعدی ژنوتیپهای G۱۲ و G۹ قرار داشتند. از طرف دیگر، محیط ایدهآلی مشاهده نشد ولی محیطهای مشهد، اردبیل و کرج در سال اول به عنوان نزدیکترین محیطها به محیط ایدهآل، میتوانند جهت گزینش ژنوتیپهای برتر گندم در شرایط تنش خشکی آخر فصل در اقلیم سرد ایران معرفی شوند.
نتیجهگیری: ژنوتیپG۳ به عنوان پایدارترین ژنوتیپ و سپس ژنوتیپهای G۱۶، G۱ و G۷ دارای بیشترین پایداری عمومی نسبت به سایر ژنوتیپها بودند به طوریکه ژنوتیپ G۱۶ بهعنوان ژنوتیپ مطلوب که دارای میانگین عملکرد بالا و نیز پایداری عملکرد بالایی بود شناسایی شد. محیطهای مشهد، اردبیل و کرج در سال اول نیز میتوانند جهت گزینش ژنوتیپهای برتر مورد استفاده قرار گیرند.
علی اکبر اسدی، اشکبوس امینی، تقی بابایی، علیرضا عیوضی، مسعود قدسی،
دوره ۱۶، شماره ۱ - ( بهار ۱۴۰۳ )
چکیده
چکیده مبسوط
مقدمه و هدف: عملکرد در شرایط تنش هیچگاه نتوانسته ملاک دقیقی جهت انتخاب ژنوتیپهای متحمل به خشکی باشد و همواره هدف از تهیه ارقام متحمل به خشکی، ایجاد ارقامی بوده که بهطور نسبی در مقایسه با سایر ژنوتیپها تنش را بهتر تحمل کنند و در شرایط زراعی یکسان افت عملکرد کمتری را نشان دهند. در اغلب بررسیها برای گزینش مزرعهای گیاهان زراعی فقط عملکرد دانه مدنظر قرار میگیرد، درصورتیکه برخی از پژوهشگران معتقد هستند برای بازدهی بیشتر در اصلاح ارقام سازگار و برتر در مناطق خشک و نیمهخشک باید شاخصهایی را که در شناسایی پایداری ارقام در شرایط تنش خشکی مؤثر هستند شناسایی کرده و آنها را علاوه بر عملکرد دانه بهعنوان معیارهای انتخاب مورد استفاده قرار داد، ازاینرو وضعیت عملکرد نسبی ژنوتیپها در شرایط تنش خشکی و شرایط آبی بهعنوان یک نقطه شروع برای شناسایی و گزینش ژنوتیپها برای اصلاح در محیطهای خشک است. در مناطق نیمهخشک که پراکنش بارندگی متناسب نیست، پتانسیل عملکرد در شرایط تنش بهترین معیار تحمل به خشکی محسوب نمیشود بلکه پایداری عملکرد، مقایسه میزان عملکرد در شرایط تنش و مطلوب معیار مناسبتری برای واکنش ژنوتیپها به تنش رطوبتی پذیرفته میشود. در مناطق نیمهخشک که پراکنش بارندگی متناسب نیست، پتانسیل عملکرد در شرایط تنش بهترین معیار تحمل به خشکی محسوب نمیشود بلکه علاوه بر پایداری عملکرد، مقایسه میزان عملکرد در شرایط تنش و مطلوب، معیار مناسبتری برای واکنش ژنوتیپها به تنش رطوبتی است. با توجه به اینکه اکثر مطالعات مربوط به شاخصها در گونههای زراعی و بخصوص گندم تنها در یک مکان و یک سال و در نهایت در یک محیط خاص انجام میشود و نتایج حاصل به تمامی محیطها تعمیم داده میشود و به هیچ عنوان اثرات متغیر سال و مکان در محاسبه شاخصها مورد توجه قرار نمیگیرد؛ بنابراین انتخاب شاخصها و ژنوتیپهای متحمل بهنظر صحیح نمیباشد. در همین راستا، این تحقیق جهت ارزیابی ژنوتیپهای گندم پاییزه ازنظر تحمل خشکی، انتخاب بهترین شاخصهای تحمل به خشکی و شناسایی ارقام متحمل به تنش خشکی در مناطق مختلف اقلیم سرد کشور انجام شد.
مواد و روشها: در این پروژه تحقیقاتی ۲۰ ژنوتیپ در شرایط آبیاری نرمال و تنش کمبود آب انتهای فصل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در ایستگاههای تحقیقاتی کرج، مشهد، میاندوآب و اراک، در سالهای زراعی ۱۳۹۸-۱۳۹۷ و ۱۳۹۹-۱۳۹۸ مورد بررسی قرار گرفتند. بهمنظور بررسی تحمل خشکی ژنوتیپها، شاخص های مختلف تحمل و حساسیت به تنش برای ژنوتیپهای تحت بررسی تعیین و ژنوتیپها براساس حساسیت و تحمل به خشکی توسط هر یک از این شاخصها گروه بندی شدند. برای تعیین معیارهایی که همبستگی بالایی باهم دارند، همبستگی بین شاخصها محاسبه گردید. از تجزیه به مؤلفه های اصلی نیز بهمنظور خلاصه نمودن داده ها و ترسیم نمودار براساس دو مؤلفه اول و شناخت شاخص های مطلوب استفاده شد. در نهایت از تجزیه بایپلات نیز جهت گروه بندی ژنوتیپها و شاخصهای مورد استفاده براساس معیارهای تحمل به خشکی استفاده شد.
یافتهها: تنش خشکی باعث کاهش عملکرد ژنوتیپها گردید ولی، مقادیر کاهش در ژنوتیپهای مختلف متفاوت بود. میانگین عملکرد دانه در واحد هکتار برای تمامی ژنوتیپها در شرایط آبیاری نرمال و تنش خشکی انتهای فصل بهترتیب ۰۰۲/۷ و ۲۱۵/۵ تن در هکتار بود که نشان داد شرایط تنش باعث کاهش حدود ۲۵ درصدی عملکرد دانه در مقایسه با شرایط آبیاری نرمال گردید. شرایط محیطی و زراعی مناطق مختلف و سالهای مورد بررسی باعث تفاوت در شاخصهای برآورد شده گردید بهطوریکه رتبهبندی ژنوتیپها براساس شاخصهای مختلف در سالها و مناطق مختلف تغییر کرد. بنابراین بهتر است در مطالعات شاخصهای تحمل تنشها، بررسیها در چند مکان و چند سال انجام شود تا روند تغییرات عملکردی ارقام و ژنوتیپهای مختلف بهدرستی مشخص شده و درنتیجه اطمینان بیشتری نسبت به شاخصهای تحمل و حساسیت محاسبهشده وجود داشته باشد. ژنوتیپهای G۴، G۲، G۱۶ و G۵ در هر دو شرایط، عملکرد بالاتری نشان دادند. شاخصهای STI، MP، GMP، MSTI۱، MSTI۲، YI، HM و RR همبستگی مثبت و معنیداری با عملکرد دانه در شرایط نرمال و تنش داشتند و لذا، برای گزینش مطلوبتر ژنوتیپهای متحمل به خشکی، میتوان از آنها استفاده کرد. تجزیه مؤلفه اصلی نشان داد که میتوان با استفاده از دو مولفه اول به گروهبندی شاخصها پرداخت. اولین مؤلفه اصلی ۱۶/۵۳ درصد از تغییرات کل دادهها را توجیه نمود و همبستگی مثبت و معنیداری را با عملکرد در شرایط نرمال و تنش و نیز شاخصهای MP، STI، GMP، YI، MSTI۱، MSTI۲، HM وRDY داشت. بهدلیل همبستگی بالای این مؤلفه با عملکرد در شرایط نرمال و تنش این مؤلفه به نام مؤلفه پتانسیل عملکرد در شرایط نرمال و تنش نامگذاری شد. دومین مؤلفه برآورد شده ۳۳/۴۲ درصد از تغییرات کل دادهها را توجیه نمود و همبستگی مثبت و معنیداری را با عملکرد در شرایط نرمال و شاخصهای SSI، TOL، ATI، SSPI وRR نشان داد. بهنظر میرسد این مؤلفه قادر است ژنوتیپهایی را که دارای عملکرد بالایی در شرایط تنش هستند را شناسایی کند. تجزیه بایپلات نشان داد که شاخصهای HM، MP، STI، MSTI۱، MSTI۲، GMP، RDY، YI و SNPI همبستگی مثبت و بالایی با عملکرد در شرایط تنش و نرمال داشتند بهطوریکه زوایای تند بین این شاخصها نسبت به هم، نشان از همبستگی مثبت و بسیار بالای آنها باهم داشت. شاخصهای RDI و YSI با عملکرد در شرایط نرمال همبستگی منفی و شاخصهای RR، SSI، TOL و SSPIهمبستگی منفی با عملکرد در شرایط تنش داشتند.
نتیجهگیری: جهت دستیابی به ارقام متحمل به تنش خشکی با استفاده از شاخصهای تحمل و جهت جلوگیری از اثرات متقابل محیط در ژنوتیپ، آزمایشات باید در سالها و مکانهای متعدد انجام گیرد تا بتوان اثرات محیط در شاخصهای محاسبه شده را کاهش داد و نتایج منطقیتری را بهدست آورد. در نهایت میتوان ژنوتیپهای G۴، G۲، G۱۶، G۵ و G۱۷، را بهعنوان ژنوتیپهای با عملکرد بالا در شرایط نرمال و تنش انتخاب کرد.
زینب مسعودی جوزچال، نادعلی باقری، نادعلی باباییان جلودار، غلامعلی رنجبر، جمشید فرمانی،
دوره ۱۶، شماره ۲ - ( تابستان ۱۴۰۳ )
چکیده
چکیده مبسوط
مقدمه و هدف: Orchis simia یکی از گیاهان دارویی خانواده Orchidaceae است که غدههای آن در سراسر جهان تجارت میشود. بخشهای غیرقابل فروش این گیاهان معمولاً دور ریخته میشوند (مثلاً گلآذین، برگ و ساقه) و مقدار زیادی زیستتوده استفاده نشده تولید میکنند. اثرات دارویی گیاهان معمولاً از ترکیب متابولیتهای ثانویه موجود در آنها حاصل میشود. شناسایی و کمیسازی متابولیتهای ثانویه نقش مهمی در بهرهبرداری از پتانسیل دارویی گیاه خواهد داشت. ارکیدهها در محیطها و زیستگاههای مختلفی رشد میکنند که عمدتاً بهدلیل وجود مجموعهای از متابولیتهای ثانویه منحصربهفرد است که به این گیاهان کمک میکند تا شرایط استرسزا را تحمل کنند. بنابراین، این گیاهان بهدنبال رویکردهای سنتی بهعنوان منبع مهمی برای اکتشاف زیستی مطرح شدهاند. تعدادی از ترکیبات بهدست آمده از قسمتهای مختلف ارکیده حاکی از فعالیت بیولوژیکی است. آلکالوئیدها، فلاونوئیدها، فنانترنها، ترپنوئیدها، مشتقات بیبنزیل و سایر ترکیبات فعال بیولوژیکی در ارکیدهها گزارش شده است. بررسی حاضر به شناسایی مواد فیتوشیمیایی موجود در ارکیده Orchis simia میپردازد.
مواد و روشها: برای بررسی فیتوشیمیایی اندامهای گلآذین، برگ و ساقه ارکیده سیمیا بهطور جداگانه، پس از جمعآوری نمونهها از طبیعت و جداسازی اندامهای برگ، ساقه و گلآذین و سپس شستشوی اولیه با آب و خشک کردن در سایه، هر یک از اندامها بهطور مجزا پودر شده و عصاره متانولی با روش اولتراسونیک و سانتریفیوژ استخراج شد و ارزیابی فنل کل (TPC) با روش فولین سیکالچو و تعیین ظرفیت آنتیاکسیدان کل (TAC) با روش FRAPو برآورد کمی و کیفی ترکیبات اصلی با روش HPLC و LC-MSانجام شد.
یافتهها: تجزیه و تحلیل کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا (HPLC) و کروماتوگرافی مایع- طیفسنجی جرمی (LC-MS) نمونههای O. simia منجر به جداسازی ۲۸ متابولیت ثانویه (۴ ترکیب مشتقات بیبنزیل، ۸ ترکیب فنولیک و فلاونوئید و ۱۶ ترکیب آلکالوئید) شد. ترکیبات فنولیک و فلاونوئید شناسایی شده در ارکیده سیمیا شامل بنزوئیک اسید، کافئیک اسید، ام-کوماریک اسید، روتین، لوتئولین، کامفرول، کوئرسیترین و کوئرستین بود. به موازات آن، مقادیر فنل کل و ظرفیت آنتیاکسیدان کل عصارهها نیز اندازهگیری شد. نتایج حاصل از تجزیه واریانس دادههای بهدست آمده نشان داد که نمونههای برگ، ساقه و گلآذین تفاوت معنیداری در سطح ۱ درصد با یکدیگر از نظر میزان فنل کل و ظرفیت آنتیاکسیدان کل دارند. در بین اندامهای مورد مطالعه، عصاره گلآذین از نظر ۲۸ متابولیت ثانویه و همچنین فنل کل و ظرفیت آنتیاکسیدان کل، برتر از سایر بافتهای مورد مطالعه بود. همچنین، نتایج مقایسه میانگین نشان داد که مقـدار ترکیبـات فنل و ظرفیت آنتیاکسیدان کل در انــدامهای مختلــف گیــاه Orchis simia یکســان نیســت و در ۳ گروه مختلف قرار گرفتند. بیشترین میزان فنل کل (۱۳۸/۶۵ میلیگرم معادل اسید گالیک بر گرم وزن خشک) در گلآذین ارکیده مشاهده شد. همچنین بالاترین و کمترین میزان ظرفیت آنتیاکسیدان بهترتیب مربوط به نمونههای گلآذین (۷۷/۵۸ میکرومول بر گرم وزن خشک) و ساقه (۵۳/۲۴ میکرومول بر گرم وزن خشک) بهدست آمد. از بین نمونههای برگ، ساقه و گلآذین O. simia، ساقه آن دارای بالاترین میزان مشتقات بیبنزیل بود. بیشترین میزان ترکیبات فرار شناسایی شده در عصارهها از نوع کریزوتوکسین (Chrysotoxin) بهمیزان (۲/۲۸۶ میکروگرم بر میلیلیتر) بود که در ساقه رؤیت شد. درحالیکه سایر ترکیبات فرار مانند ترکیبات گیگانتول (Gigantol) و موسکاتیلین (Moscatilin) بهمیزان کمتری بهدست آمد و کریپیداتین (Crepidatin) در ساقه بسیار ناچیز (۰/۲۱۳ میکروگرم بر میلیلیتر) و در برگ و گلآذین شناسایی نشد. بیشترین میزان ترکیبات آلکالوئید شامل تتراندرین (۴۷/۲۰ نانوگرم بر میلیلیتر) و در گلآذین بهدست آمد. کوکسولین (Cocsuline)، ترکیب آلکالوئید مشترک در تمامی اندامهای مورد مطالعه بود و بیشترین مقدار این ترکیب در گلآذین (۳۰/۵۴ نانوگرم بر میلیلیتر) و سپس در ساقه (۲۸/۸۱ نانوگرم بر میلیلیتر) شناسایی شد. ۵ ترکیب آلکالوئید شامل (Isotetrandrine، (+)-thalmirabine ، Dimethyltubocurarine،Pheanthine وThalidasine ) فقط در برگ و ۴ ترکیب شامل (Gyroamericine، Racemosidine C، Chondrofoline و Thalfoetidine) در ساقه و ۵ ترکیب شامل (+)-angchibangkine)، (+)-۱۲-O-methyltricordatine، Baluchistine، (+)-Tubocurarine chloride و Penduline) در گلآذین ارکیده O. simia شناسایی شدند که از بین آنها، ترکیبات موجود در گلآذین ارکیده، بیشترین مقدار را بهخود اختصاص دادند.
نتیجهگیری: آگاهی مناسب از ترکیب شیمیایی گیاه منجر به درک بهتر ارزش دارویی احتمالی آن میشود. بنابراین در این پژوهش، مقدار ترکیبات بیوشیمیایی و ظرفیت آنتیاکسیدان عصارهها در اندامهای برگ، ساقه و گلآذین ارکیده سیمیا مطالعه شد. طبق نتایج این پژوهش، گلآذین O. simia منبع بالقوه ظرفیت آنتیاکسیدان، فنل و آلکالوئید است که نقش دارویی مهمی خواهند داشت. متابولیتهای ثانویه بهدستآمده از این گیاه برای اولین بار گزارش میشوند و برای پیشرفتها و کاربردهای دارویی جدید در آینده مفید خواهند بود. همچنین، این مطالعه به کاهش ضایعات ارکیده مورد مطالعه در تولید صنعتی کمک خواهد کرد، زیرا اندامهای هوایی آن میتواند برای اهداف دارویی مورد بهرهبرداری قرار گیرد.