1- سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، ایلام، ایران
2- سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، خرم آباد، ایران
3- سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کرمانشاه، ایران
چکیده: (10 مشاهده)
مقدمه و هدف: عدس (Lens culinaris Medikus) یکی از محصولات غذایی اصلی است. این گیاه منبع غنی از پروتئین (20 تا 36٪) است و حاوی ریزمغذیها و ویتامینهای ضروری با قابلیت دسترسی زیستی بالا برای انسان است. علاوه بر ارزش غذایی، عدس به دلیل اندازه دانه کوچکتر و پوشش نازک دانه، عموماً دارای زمان پخت سریعتر نسبت به سایر حبوبات است . عدس در 5675756 هکتار با تولید 7068621 تن در سراسر جهان کشت می شود. گیاه عدس یک گیاه بسیار سازگار است که تحت شرایط آب و هوایی و خاک متفاوت معمولاً در مناطق خشک مدیترانه و نیمه گرمسیری کشت میشود. با این حال گزارش شده است که تولید جهانی عدس در دهههای گذشته به دلیل نوسانات آب و هوایی مانند دمای شدید، سیل، خشکسالی، افزایش شیوع آفات و بیماریها کاهش یافته است. تنشهای متعدد مانند دمای بالا و خشکی در مرحله پر شدن دانه بر تولید گیاه عدس تأثیر منفی میگذارد. از سوی دیگر، افزایش شدت گرما و کمبود آب تأثیر قابل توجهی بر تولید عدس دارد. محتوای پروتئین در دانهها تحت تأثیر شدت خشکی و دمای بالا قرار میگیرد. برای دستیابی به امنیت غذایی جهانی تحت شرایط آب و هوایی متغیر، بهنژادگران گیاه عدس با چالش افزایش همزمان عملکرد و کیفیت تغذیه روبرو هستند. برهمکنشهای ژنوتیپ × محیط نقش مهمی در انتخاب ژرم پلاسم مناسب در برنامههای اصلاحی دارند. در آزمایشهای چند محیطی، عملکرد عدس تحت تأثیر ساختار ژنتیکی، محیط و برهمکنش ژنوتیپ × محیط قرار میگیرد. برای تفسیر بهتر برهمکنش ژنوتیپ × محیط، مدل اثرات اصلی افزایشی و برهمکنش ضرب پذیر (AMMI) یکی از متداولترین روشها در مطالعه آزمایشهای چند محیطی است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی برهمکنش ژنوتیپ × محیط بر ژنوتیپهای عدس و شناسایی ژنوتیپهای پایدار، پرمحصول و سازگار با شرایط آب و هوایی مناطق دیم معتدل کشور بود.
مواد و روشها: در این پژوهش، 10 ژنوتیپ امیدبخش عدس به همراه ارقام شاهد ( توده محلی، کیمیا و بیلهسوار) در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی به مدت سه سال زراعی متوالی (401-1398) در لرستان (خرم آباد)، ایلام (چرداول) و کرمانشاه (سرارود) کشت شدند. در مزرعه، هر کرت شامل چهار خط کاشت چهار متری با فاصله 25 سانتیمتر و تراکم 200 دانه در متر مربع بود. تجزیه پایداری با استفاده از روش چندمتغیره امی و شاخص برتری انجام شد. تجزیههای آماری با استفاده از بسته تجزیه آزمایشهای چندمحیطی با نام Metan و GGE در نرمافزار R انجام شد.
یافتهها: تجزیه واریانس AMMI نشان داد که اثرات محیط، ژنوتیپ و برهمکنش ژنوتیپ × محیط و سه مؤلفه اصلی اول معنیدار بودند. بنابراین، با توجه به معنیدار بودن برهمکنش ژنوتیپ × محیط، امکان انجام تجزیه پایداری روی این دادهها وجود دارد. بر اساس تجزیه AMMI، اولین و دومین مؤلفه اصلی برهمکنش ژنوتیپ × محیط، بهترتیب 3/33 و 3/27 درصد از تغییرات برهمکنش ژنوتیپ × محیط را توجیه کردند. اثر سه مؤلفه اصلی اول، معنیدار بود و در مجموع 2/77 درصد از تغییرات برهمکنش ژنوتیپ × محیط را توجیه کردند. سهم محیط، ژنوتیپ و برهمکنش ژنوتیپ × محیط در مجموع مربعات کل، به ترتیب 04/64، 286/4 و 67/31 درصد بود. در بین ژنوتیپهای مطالعه شده، بیشترین عملکرد دانه در ژنوتیپ G12 (715کیلوگرم در هکتار) و در پی آن در ژنوتیپهای شماره G6 و G4 دیده شد. بر اساس شاخص پایداری ASV، ژنوتیپهای G2 ، G3 وG5 ، بر اساس شاخص SIPC، ژنوتیپهای (بیله سوار) G13 ، G2 ، G3 و G5 ، بر اساس شاخص EV، ژنوتیپهای G2 ، G3 و G5 و بر اساس شاخص Za، ژنوتیپهای شماره G13 ،G2 ،G3 و G5 و بر اساس شاخص WAAS نیز ژنوتیپهای G5، G6، G7 و G9 پایدارترین ژنوتیپها بودند. بر مبنای شاخص انتخاب همزمان SSIASV، ژنوتیپهای G3، G6، G5 و G2، بر مبنای شاخص SSISIPC، ژنوتیپهای شماره G3، G6، G5 و G2، بر مبنای شاخص SSIEV ژنوتیپهای G3، G6، G5 و G2، بر مبنای شاخص SSIZA، ژنوتیپهای شماره G3، G6، G5 و G2 و بر مبنای شاخص SSIWAAS، ژنوتیپهای G6، G5، G7 و G9 برترین ژنوتیپها از نظر عملکرد و پایداری بودند. بر اساس بایپلات AMMI1، ژنوتیپهای شماره G2، G7، G3 و G6 با عملکرد دانه بیشتر از عملکرد میانگین کل و کمترین مقادیر IPCA1، به عنوان ژنوتیپهای پایدار با سازگاری عمومی بالا شناسایی شدند. در بایپلات AMMI2، ژنوتیپهای G3 ، G5 و G7 علاوه بر پایداری عمومی بالا، دارای عملکرد دانه بالاتر از میانگین کل بودند. علاوه بر شاخصهای AMMI، بر اساس شاخص برتری لین و بینز ژنوتیپهای شماره G12، G4، G6 و G3، برترین ژنوتیپها در محیطهای مطالعه شده بودند. با استفاده از پارامتر فاصله امی، ژنوتیپهای شماره G2، G3، G5 و G7 به عنوان ژنوتیپهای دارای عملکرد پایدار شناخته شدند.
نتیجهگیری: در مجموع و بر اساس شاخصهای مختلف، ژنوتیپهای شماره (FLIP2012-172L)G6 ، (FLIP2012-86L)G4 ، (FLIP2012-48L)G3 ، (FLIP2012-149L) G5 و (FLIP2012-176L)G7 در بسیاری از محیطها، دارای عملکرد بالا و در بیشتر روشها، دارای پایداری مطلوبی بودند و میتوانند گزینه معرفی ارقام جدید باشند.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
اصلاح نباتات دریافت: 1404/2/1 | پذیرش: 1404/5/6