تابستان                   برگشت به فهرست مقالات | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


1- دانشگاه زابل
2- دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان
چکیده:   (3 مشاهده)
مقدمه و هدف: نخل خرما با نام علمی (Phoenix dactylifera L) گیاهی تک لپه از خانواده Palmaceae است که کشت آن در دنیا و همچنین در ایران از یک سابقه طولانی برخوردار بوده است و در نواحی گرمسیری و نیمه‌گرمسیری و بسیاری از کشورها از جمله ایران پرورش می‌یابد. امروزه با پیشرفت علم، روش‌های شناسایی مولکولی در مطالعات سیستماتیک جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده است. یکی از این روش­ها بررسی و مقایسه ساختار ژن­ها و قطعات DNA دارای توالی‌های محافظت شده‌ای‌ است که طی فرایند‌های تکاملی در گونه‌ها و ارقام مختلف ساختار منحصر به فرد خود را حفظ نموده ­اند که اصطلاح DNA بارکدینگ نامیده می­شوند. DNA بارکدینگ یک ابزار ارزشمند برای ارزیابی روابط فیلوژنتیک فراهم آورده است. در این روش بخش کوچکی از ژنوم گیاه، توالی‌‌یابی شده و برای مطالعه تنوع جمعیت‌‌ها و تعیین روابط خویشاوندی بین گونه‌‌های مختلف مورد استفاده قرار می‌‌گیرد. بر همین اساس در گیاهان نواحی مختلف از DNA هسته­ای (ITS، ITS2) و کلروپلاستی (rbcL، matK، trnH-psbA، atpF-atpH، nhdJ، psbK-psbI) به عنوان بارکد پیشنهاد شده­است. ژن کلرپلاستی matK که دارای سرعت تکاملی بالا در سطوح نوکلئوتیدی و آمینواسیدی است، یکی از مناسب­ترین ژن­های کلروپلاستی برای حل روابط فیلوژنی و تکاملی در گستره­ای از سطوح تاکسونومیک از سطح گونه تا جنس، تیره و حتی فرا تیره­ای در میان گیاهان به­ویژه نهان­دانگان می­باشد. این ژن می­تواند به صورت تکی یا همراه با ژن­های دیگر برای شناسایی و معرفی گونه­های ناشناخته استفاده شود. بررسی تنوع ژنتیکی ذخایر ژرم پلاسم موجود جهت اصلاح و تکثیر ارقام دارای صفات مطلوب امری ضروری است و اولین قدم در این فرایند شناسایی ارقام موجود و دسته­بندی آن­ها است. با توجه به اهمیت تولید خرما در کشور، جستجوی ارقام جدید، اصلاح ارقام موجود و بررسی تنوع موجود بین ارقام مختلف از راهکارهای مهم برای بهبود کمی و کیفی تولید خرما است. از آنجا که مطالعات زیادی در زمینه بررسی و تعیین میزان قرابت یا فاصله ژنتیکی ارقام مختلف خرما با استفاده از نشانگرهای ژنتیکی مناسب، صورت نگرفته است، لذا هدف از این پژوهش تعیین فاصله ژنتیکی، تعیین شباهت و دسته بندی ارقام نخل خرمای مورد مطالعه با استفاده از نشانگر matK بود تا با ترسیم درخت فیلوژنتیکی و مقایسه آنها با یکدیگر، مناسب بودن این نشانگر برای بررسی تنوع ژنتیکی و گروهبندی ارقام مذکور مورد بررسی قرار گیرد.
مواد و روش‌ها: در این تحقیق به منظور بررسی تنوع ژنتیکی موجود بین 15 رقم محلی خرما از شهرستان سراوان و بخش‌های جالق، ناهوک و سینوکان استان سیستان و بلوچستان، از ژن کلرپلاستیmatK  استفاده شد. استخراج DNA از برگ­های جوان ارقام مختلف با استفاده از روش دلاپورتا (1993) انجام شد و در ادامه کیفیت و کمیت  DNAبا استفاده از الکتروفورز ژل آگارز یک و نیم درصد و دستگاه اسپکتوفتومتر تعیین گردید. با استفاده از آغازگرهای اختصاصی ژن matK، واکنش زنجیره­ای پلیمراز انجام شد که قطعه حدود bp 900 تکثیر گردید. سپس محصولات PCR جهت توالی­یابی ارسال شدند. کیفیت نتایج حاصل از تعیین توالی بررسی و سپس با استفاده از نرم‌افزار BioEdit همتراز شدند و نواحی دارای کیفیت توالییابی پایین از دو انتهای '3 و '5 حذف شد. توالی­ها پس از ثبت، جهت همترازی با سایر توالی‌های موجود در پایگاه داده NCBI بلاست شدند و میزان تشابه با سایر توالی‌های ثبت شده مورد بررسی قرار گرفت. بعد از هم ردیف کردن توالی‌ها، برخی پارامترهای ژنتیکی مانند تعداد جهش‌ها، تنوع نوکلئوتیدی، تعداد جایگاه‌هایی که در آنها جهش اتفاق افتاده و همچنین تنوع آنها مورد بررسی قرار گرفت. در ادامه جهت تعیین روابط خویشاوندی و فاصله ژنتیکی بین ارقام مورد مطالعه از نرم‌افزارهای MEGA7 و همچنین برای ترسیم درخت فیلوژنی از روش خوشه­ بندی UPGMA استفاده شد.
یافته‌ها: مقایسه توالی­ها نشان داد همولوژی بالایی بین این توالی­ها با توالی‌های گونه Phoenix dactylifera موجود در بانک ژن وجود دارد. نتایج توالی­یابی ارقام مورد بررسی در پایگاه داده NCBI ثبت گردید. نتایج تحقیق حاضر نشان داد که برای این نشانگر در مجموع 1019 موقعیت شناسایی شد که 672 جایگاه دارای حذف و اضافه، و 347 جایگاه بدون حذف و اضافه بود. در این جمعیت 15 هاپلوتایپ و همچنین چهار ناحیه حفاظت شده DNA برای نشانگر matK شناسایی شد مقدار عددی نسبت جایگزینی (dN/dS) برابر 169/0 بود و فاصله ژنتیکی نیز در دامنه 019 /0 تا 238/1 مشاهده شد. بیشترین فاصله ژنتیکی 238/1 بین نمونه­های هلیله 20 از سراوان و پیمازو 16 از جالق مشاهده شد. پس از ترسیم درخت‌ فیلوژنتیکی، ارقام مورد مطالعه به سه شاخه تقسیم شدند که در شاخه اول رقم هلیله 20 که از شهرستان سراوان جمع آوری شده بود، قرار گرفت. در شاخه دوم رقم پیمازو 16 از جالق قرار گرفت. شاخه سوم خود به دو زیر شاخه تقسیم شد که در زیر شاخه فرعی اول در مجموع شش رقم و در زیر شاخه فرعی دوم در مجموع هفت رقم قرار گرفتند. بر اساس این تقسیم­بندی رقم هلیله 20 از سراوان بیشترین فاصله را با سایر ارقام دارد.
نتیجه‌گیری: براساس نتایج حاصله می­توان نتیجه گرفت که استفاده از نشانگرmatK  برای مطالعه و شناخت تنوع و روابط درون گونه‌ای خرما مفید و مناسب بوده است. بنابراین در مطالعات آتی بررسی تنوع ژنتیکی خرما، می­توان استفاده از این بارکد را در کنار سایر نشانگرهای مولکولی مناسب پیشنهاد نمود.
 
     
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: اصلاح نباتات مولكولي
دریافت: 1403/8/18 | پذیرش: 1404/9/22

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.